ارائه نظرات و ارتباط با دهیار روستای بق

یکی از بینندگان عزیز پیشنهاد داده برای ارتباط با دهیار روستا و رساندن نظرات دوستداران بک به دهیار محترم قسمتی مشخص گردد تا نظرات در رابطه با روستا و ارائه طرح ها به اطلاع ایشان رسانده شود.

برای احترام به خواسته ببینندگان و اهالی و هم محلی های خودم این پست ثابت را درست کردم که می توانید نظرات یا طرح های خود را در ارتباط با آبادانی روستا در آن نوشته و دهیار محترم هم از آن بازدید نماید.

از بازدیدکنندگان تقاضا می شود در این قسمت فقط نظراتی را بنویسند که مربوط به دهیاری روستای بق است. 

خاطراطی از خرمن های روستا

پایین دست جاده اصلی دامغان-شاهرود و مدرسه قدیمی روستا چندتا خرمن قرار داشت که در فصل برداشت کارگران مزارع با الاغ و شتر جوال های گندم درو شده را از دور و نزدیک به این خرمن ها انتقال می دادندو از این راه امرار معاش می کردند(مزد انان مقداری خوشه گندم بود)

وقتی گندم ها در خرمن ها جمع می شد در گذشته با اسب و گاو و در دوران ما با خرمنکوب که به تراکتور متصل می شد خرمنکوبی می کردند و کاه از گندم جدا می شد و سپس با چهارشاخ گندم های کوبیده شده را پاش می دادند(به هوا می پاشیدند تا باد کاه را با خود ببرد و گندم پایین بیفتد)

گندم ها را در یک جا کوت کرده(بصورت پشته) و در انتها سهم رعیت را می دادند و بقیه برای مالک بود یادم هست مالکین مهرهای چوبی بزرگی داشتند و در پایان روز به اطراف پشته های گندم زده تا معلوم گردد کسی در غیاب آنها از گندم ها برداشته است یا نه.

این خرمن ها در سایر فصول محلی برای بازی و تفریخ ما بود و یا برای اهالی که تفنگ داشتند محل شکار پرندگانی بود که برای خوردن گندم پایین می آمدند .مرحوم آقامحمد حسن خداوندی از جمله کسانی بود که به شکار پرندگان می پرداخت در وسط خرمن ها خانه گلی کوچکی (گمبو خرمن)بود که در آن کمین کرده و در زمان مناسبن شکار می کرد .

در آخرین باری که از این خرمن ها استفاده شد یادم هست خوشه های گندم زیادی در آن انبار شده و آماده خرمنکوبی بود و شب هنگام در اثر حادثه یا دشمنی کسی یا بازی گوشی بچه ای که خدا می داند این خرمن دچار آتش سوزی گشته و وقتی اهالی مطلع شدند همه به طرف خرمن ها راهی شدند و هرکسی به طریقی سعی در خاموکردن آتش داشت بعضی ها با سطل آب می آوردن و بعضب ها خاک روی آن می پاشیدندو آتش نشانی را هم خبر کرده بودند.

مردم سعی و تلاش زیادی کردند تا اتش خاموش شود و وقتی اتش نشانی رسید که گندم های زیادی سوخته بود حتی با لودر زمین را کندند و خاک روی خاکسترها ریختند و تا سالهای مدیدی آثار اتش سوزی خرمن پیدا بود.آن شب به اهالی خیلی سخت گذشت و نفهمیدیم مسبب آتش سوزی چه بود؟خلاصه اوضاعی بود ...

بدو بدو تصاویر جدید قدیمی روستا

تشکر مجدد از آقای حسینعلی عمویی

-----------------

جمعی از هم محلی ها بخصوص مرحوم غلامسین عموئی(پیراهن سفید) که او را ناجوانمردانه به قتل رساندند

مسلم - علی اصغر عمویی(دکان دار)-؟؟؟-حسینعلی عمویی-رمضان عمویی-غلامحسن عمویی-غلامحسین عمویی

؟؟؟-؟؟؟-؟؟؟

سیدرضاطیبی و محمدرضا عمویی(حاج جعفر)

بچه های درس خوان روستا

سبک زندگی در گذشته

دونفر نشسته:محمدتقی قنبرپور -آقارضا طیبی

خرمن های روستا که در پایین جاده قرار داشت

 با دیواره های کوتاه در عکس میبینید

حسینعلی عمویی(شاهرود)

درو یونجه


آقارض طیبی 

تعزیه دوطفلان مسلم به روایت تصویر

پناه بردو دو طفلان مسلم به خانه شریر قاضی

آواره شدن دو طفلان مسلم در بیابانها

چوپانان در صحرا

پناه دادن چوپانان به طفلان

مبارزه چوپانان و دفاع از طفلان و سپس کشته شدن چوپانان

دو طفلان در زندان و سپس آزاد شدن توسط زندانبان

پناه بردن طفلان به خانه پیر زن و ردیابی حارث در پی طفلان

آخرین نماز طفلان در کنار شط

شهادت طفلان مسلم

 

مرور خاطرات تصویری

با تشکر از آقای تقی قنبرپور

****************

یادی از مرحوم کربلائی جعفر قنبرپور

اجرای تعزیه دو طفلان مسلم در پاطوق روستای بق

ایفاگر نقش دو طفلان:غلامعلی صدقی و حسینعلی نادعلیزاده و نقش حارث را مرحوم حاج قاسم عموئی پدر شهیدان عموئی اجرا کرد.

عکس جمعی بچه های روستا


؟؟؟-؟؟؟-؟؟؟-؟؟؟-؟؟؟

قربانعلی صدقی-محمود طبری-؟؟؟

حمید صداقتی-؟؟؟-حسین عمویی-محمد هاتفی-؟؟؟