ریشه یابی علت اشتباه درج شده پیریغما در کتب تاریخی

مقدمه:

در مورد شخصیت دفن شده در مزار روستای بق"پیرنعما" اطلاعات خاصی در هیچ منبع تاریخی (امام زاده است یا عارف)ثبت نشده است و به اعتقاد اهالی از زمان های دور "سفره انداز امام رضا (ع)" هنگام عبور آن حضرت از این منطقه فوت نموده است.سنگ نبشته‌ی مقبره که متعلق به 1065 ه.ق است. در این سنگ نبشته آمده است که "کمال الدین بن قربان طاقی"-از اهالی منطقه که اکنون مزارش در روستای طاق می باشد- جهت تعظیم شخصیت پیر نعما به ساختن این مقبره همت گماشته است.

در قدیم به افراد عارف "سلطان" می گفتند نمونه بارز آن شخصیت سلطان بایزید بسطامی در شهر بسطام از توابع شاهرود می باشد و عبارت سلطان در سنگ نوشته پیر نعما احتمال این را می دهد که ایشان فردی عارف باشند که در عبور ا ز این منطقه فوت کرده باشند و به احترام ایشان سنگ قبری نوشته و بنایی احداث نمودند .

سبقه تاریخی بنا تا زمان نوشته این متن به 371 سال(خمس ستین الف) پیش می رسد در صورتیکه طی کشف سنگ نوشته بسیار قدیمی که عبارت "و ستّه مائه" درج شده می توان گفت احداث بنا به 600 سال پیش بر میگردد.

- کتاب اعلام شاهچراغ

کربلایی سیدطاهر شاهچراغی از روحانیون دامغان کتاب خطی دارد بنام "اعلام شاهچراغ" .ایشان در کتاب خود که شر حال امام زادگان دامغان را جمع آوری کرده است و بصورت دست نوشته می باشد این مکان را "پیر نعما" درج کرده است.کتاب فوق در کتابخانه تکیه حضرت ابوالفضل(ع) دامغان موجود است.

ضمناً ایشان که فردی عالم بوده در زمان های دور ، در روستایمان منبر داشته و روضه خوانی می کرده است.

بعدها شخصی بنام عبدالرفیع حقیقت در کتاب تاریخ قومس از کتاب آقای شاهچراغی بعنوان منبع استفاده کرده و از آنجا که کتاب دست نوشته بوده "پیر نعما" را "پیریغما" خوانده است و در کتاب خودش ثبت کرده است و تاکنون این اشتباه را تصحیح ننموده است. 

منبع : مصاحبه با آقای عباسعلی نادعلی زاده

بازی های محلی روستا

بازیهایی که در زیر اشاره شده از وبلاگ روستای طاق گرفته شده است و بعلت نزدیک بودن آداب و رسوم دو روستا با اندکی دستکاری ذکر می گردد. از گردآورندگان مطلب در روستای طاق کمال تشکر را داریم.

از بازیهای محلی روستا می توان به موارد زیر اشاره کرد :

۱- هفت سنگ : در این بازی هفت سنگ پهن را بر روی یکدیگر می گذاشتند و با یک توپ کوچک پشمی به آنها می زدند تا بیافتند و سپس توپ را برداشته و فرار می کردند.

 2- توپ گل : این بازی  شبیه بازی کریکت می باشد که با یک توپ کوچک و یارگیری دو تیم در زمین فوتبال روستا انجام می شد و زنده یاد شهید غلامعلی صداقتی در این بازی مهارت فوق العاده ای داشت.

 3 -الَّکچو : در این بازی چوبی کوچک را بوسیله چوبی بزرگتر پرتاب می کردند .

4- ساک ساک : این بازی نوعی قایم باشک است که محیط آن تمام روستا بوده ، برای انجام این بازی کودکان روستا به دو گروه تقسیم می شدند ، یک گروه محلی را برای مخفی شدن در نظر می گرفت و  گروه تعقیب کننده سر محل مشخص شده مانند دست زدن یه تیرک برق می رفت ، این گروه باید تا صد می شمرد و بعد دنبال گروه اول می رفت ، یک نفر هم معمولا  سر محل می ماند، از طرفی گروه اول موظف بود در محل اختفا تا صد بشمرد بعد محل را ترک کند ،  گروه تعقیب کننده نباید اجازه دهد تا تیم حریف به محل نمورد نظر برسد و لمس کند و عبارت ساک ساک را بگوید 

5- لپِّرو :در این بازی که از بازیهای قدیمی روستا است و معمولاً دختر خانم هاو بزرگترها بازی می کردندبا یک تخته کفش دمپایی که قسمتهای بالای آن بریده شده باشد به هدف که گردو بود از فاصله دور می زنند (لحظه پرتاب دمپایی کلمه هودَّر را با صدای بلند بیان می کردند) و در صورت برخورد به هدف آنرا بر می داشتند و هر کسی که گردوهایش تمام می شد از بازی انصراف می داد.

6 – یقول دو قول : این بازی را بیشتر، دختران روستا با چند سنگ کوچک یا تیله انجام می دهند.

7- دوز بازی : که یک بازی فکری بوده و روی خاک یا کاغذ انجام می گیرد

از دیگر بازیهای روستا می توان به: گرگم به هوا ، پادشاه و وزیر،تیر اندازی (که در خانه خرابه ها انجام می شد) ،مار پله ،قوّه بازی (باطری رادیو)، گردو بازی ، مرغانه ( تخم مرغ) بازی ، قاپ بازی (نوعی بازی شانسی که با بخشی  ازاستخوان مفصل  گوسفند انجام می گیرد) اشاره کرد.

سیر ورود آموزش اجباری به روستای بق

  

عکسی را که مشاهده می نمایید محل زندگی آموزگار رسمی آموزش و پرورش روستا مرحوم حاج قربان عموئی است که این مکان در زمان خود بنایی مجلل و با متراژ بالا همراه با باغ بوده است . در نزدیکی منزل ایشان اولین مدرسه روستا(منزل فعلی استاد حسن تهرانی)قرار دارد و چندین سال محل درس و مشق و آموزش بوده است تا اینکه به مکان جدید یعنی خانه آقا افسر(منزل فعلی آقای ارسلان قریب بلوک)منتقل گردیده و مدت زمانی در آن مکان مستقر بوده است.در زمان رژم پهلوی مکانی برای ساخت مدرسه جدید(در کنار جاده )در نظر گرفته و مدرسه جدید احداث می گردد تا اوایل انقلاب به دلیل فرسوده بودن مدرسه ،مدرسه جدید در قسمت شرق روستا ساخته می شود و در طول زمان که آمار دانش آموزی روستا کم می شود تعطیل و طبق شنیده ها آموزش و پرورش این مکان را به مزایده گذاشته و فروخته است و بدین سبب باید محصلین روستا برای ادامه تحصیل به شهر دامغان مراجعه کنند

 

نگاهی به پیشینه تاریخی - مذهبی روستای بق


«بق» ، «بک» و «پیر نعما» نامهایی آشنا برای مردم دامغان و علی الخصوص ساکنین روستاهای شرقی این دیار است. مسافرانی که به قصد زیارت مشهد مقدس از دامغان می گذرند، در حدود ده کیلومتری این شهرستان ، روستایی را میبینند که از پس قرنها حوادث و خاطرات، خاموش و آرام به رهگذران چشم دوخته است.سکوت روستا سرشار از ناگفته هاست چونان رادمردی کهنسال که انبوهی از تجارب آموزنده در دل نهفته دارد و بازگویی آنها را گوشی شنوا می جوید.

ادامه نوشته

ریشه بق (بغ - بک - بگ )



برگردان واژه های بغ (bagh) و بک(bak) در زبان پهلوی به معنای «خدا - سرور - شاه » می باشد. بغداد (= بغ + داد) ، باکو (= بکو) پایتخت های عراق و کشور آذربایجان از ریشه ی بغ و بک در زبان پهلوی به معنای «خدا» ساخته شده اند و در جای جای ایران عزیزمان این واژه بر روستاها و آبادیها و شهرهایی در طول تاریخ نهاده شده است: روستای «بغداده» در خراسان جنوبی / روستای «بغرایی» در خراسان / روستای «بق» در دامغان / روستای «بقاب» در خوزستان / روستای «بکان» در استان فارس / روستای «بکتاش» در آذربایجان غربی ، «تاش »در پهلوی به معنای آفریده و «بک تاش» یعنی «آفریده ی خدا» / روستای «بکیان» در فارس / روستای «بکران» در میامی / بگ و بگان در سیستان و بلوچستان / بگه جان در کردستان .

از آنچه بیان شده واژه ی «بق» ، «بغ» ، و «بک» در زبان پهلوی به معنای «خدا» صحیح تر به نظر می رسد تا معنی واژه ی بق در زبان عربی ، و ما از نام این روستا به قدمت تاریخی آن پی می بریم که بیانگر وجود آن در دوران قبل از اسلام بوده و عمری طولانی و چند هزار ساله دارد.

پس زنده و آباد و سرفراز باد نام «بق» که روستای خداست و چه زیبا گفته است شاعر گرانقدر این روستا در چکامه «سیمرغ »:       

 از این حظیره ی خاکی که نام «بق» دارد     رهیده پیکر «سیمرغ» و قرب حق دارد

که سی شهید خونین بال از این خطه ی خدایی - بق - به سوی خدا پر کشیدند و در جوار رحمت حق بر سفره ی نعمتهای خداوندی میهمان گشتند:

خطه ی سی لاله ی خونین بود گلزار بق       روضه ی سبز بهشت است این کلستان شهید

منبع: ویژه نامه سیمرغ یادواره شهدای روستای بق