یادی از نقش آفرینان ماه رمضان روستا

روز پنج شنبه است و نهم ماه مبارک رمضان 1392
جا دارد یادی کنیم از تمام عزیزانی که در ماه رمضان روستا نقشی داشتند


مرحوم حاج محمد عمویی
ایشان کتاب کوچکی داست که دعاهای روزهای ماه مبارک رمضان و سایر ادعیه در آن بود .نزدیک غروب که تمامی پیرمردها جلوی قلعه جمع بودند دعای همان روز را با صدای بلند قرائت می کرد و مردم ضمضمه می کردند


مرحوم حاج غلامحسن صداقتی
موذن و خادم مسجد روستا که دم دم افطار بلندگو مسجد را روشن می کرد تا مردم روستا با اذان بلندگو روستا افطار نمایند و سحرها هم دعای سحر را از بلندگو پخش می کرد.



مرحوم حاج حسین قلی عمویی
ایشان تمام دعای افتتاح ماه رمضان را از حفظ بود و بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد با صدای بلند قرائت می کرد و مردم تکرار می کردند .



مرحوم حاج صفر علی عمویی
موذن روستا که هنگام اذان در هر مکانی بود با صدای بلند اذان می گفت.


مرحوم حاج علی اصغر نادعلیزاده
امام جماعت و روضه خوان روستا که در زمان حیاتشان در روستا نماز جماعت و روضه همیشه برپا بود.


مرحوم حاج قربان عمویی
دعاهای مربوط به ماه مبارک رمضان را قرائت می کرد




مرحوم حاج هاشم عمویی
ایشان بعد از فوت حاج حسین قلی عمویی دعای افتتاح  و یا دعای صد بند را قرائت می کرد.



مرحوم محمدمهدی عمویی
ایشان با بنده و سایر جوانان روستا وظیفه جای دادن به روزه داران و پذیرایی از آنان را قبل از روضه خوانی بر عهده داشت.



مرحوم نورا... محمدی
خادم مسجد و حسینیه روستا که نقش زیادی در ماه رمضان و ماه محرم روستا داشت.


********************
مرحوم جعفر قلی صدقی فرزند محمدرضا
ایشان نیز متصدی بلند گو روستا همگام سحر ها بود و بموقع مردم را در جریان اذان صبح می گذاشت.برای اولین بار صدای خود را روی دعای سحر قرار داده بود و با پخش آن مردم از دقایق نزدیک شدن به اذان صبح با خبر می شدند.

*********************
و نیز یادی کنیم از تمامی در گذشتگان روستای بق من جمله  پدر و مادر بنده که در ماه مبارک رمضان های قبل روستا حضور داشتند و ضمن کار سخت و طاقت فرسا ، روزه دار هم بودند .خانم هایی که در جلسات مقابله (جزء خوانی قران) شرکت داشتند و قرآن را در طول ماه ختم می کردند.
برای شادی روحشان صلوات می فرستیم.

تنورخانه

اکثر خانه های روستای بق دارای تنور خانه یا به اصطلاح محلی تندورخانه بود و هنوز هم از آن استفاده می کنند.زنان روستا دور هم جمع می شدند و برای همدیگر نان می پختند.مثلا امروز برای یک نفر و فردا یا روزی دیگر برای نفر بعد. جمع دوستانه ای که در آن از هر دری صحبت به میان می امد تا خمیر تمام شود و یا رشته کردن نیز همانند پخت نان بود.

بالای تنور محلی است که کمک نفر خمیر را چونه کرده و نفر بعد چونه ها را با ورده(وردنه) پهن می کرد و نانوا هم خمیر پهن شده را روی پارچه ای که خودشان درست می کردند و غالبا گرد بود پهنتر کرده و به دیواره تنور می چسباند.

خانه های قدیمی روستای بق3

محل این خانه مابین خانه ای که در پست قبلی نشان دادیم و خانه علی آقا (طبری) قرار دارد

در قدیم برای راهیابی به بام خانه ها که گنبدی بود و در بین دو گنبد شیاری بود که به آن کشه می گفتیم و در آنجا چیزهایی را که می خواستند در آفتاب خشک کنند قرار می دادند.تا آنجا که یادم هست خانه سید آمنه بود.دوتا خانه قبل از خانه آقامندسن(محمد حسن)

خانه های قدیمی 2

این عکس ها مربوط به خانه ای است که در چندین پست قبلی نشان دادیم و آقای حسینعلی عمویی در آن عکس قدیمی داشتند ولی پس از گذشت سالها به ویرانه ای تبدیل شده است.خانه ای کنار خانه آقامحمد حسن.

آن روبرو دالانی سرپوشیده داشت و سقف خانه ها کنبدی بود.

آشپزخانه

در عکس محلی که به شکل نان سنگک است محل قرار دادن چراغ لامپا (گردسوز) بود و همه خانه ها دارای رف بوده و در عکس روبرو دیده می شو که وسایلشان را روی آن می گذاشتند.

خانه های تودرتو

نمایش نخ ریسی

با تشکر از آقای علیرضا صدقی

در محرم امسال نمایش پشم ریسی با تنگل در حسینیه بک با حضور جوانان قدیم روستا(پیرمردها) اجرا شد تا بار دیگر قدیمی ها هنر خود را به نمایش بگذارند و با دستان ماهر خود پشم ها را به نخ تبدیل نمایند.

تنگل وسیله بود که در دستان مردهای روستا مخصوصا غروب ها که جمع می شدند در جلوی درقلعه ، هنر نمایی می کرد و ضمن گفتگو گوله های پشم به نخ تبدیل می شد و به دور تنگل تابیده می شد.کلاه پشمی یا جوراب پشمی حاصل نخ های پشمی بود که با حوصله می ریسیدند.