عیدتان مبارک
عید شما مبارک،
دمب شما سه چارک.
عیدی ما نظرات خوب شماست

عید شما مبارک،
دمب شما سه چارک.
عیدی ما نظرات خوب شماست

فردا شب چهار شنبه سوری است ضمن تبریک این شب امیدوارم درکمال سلامت به همه خوش بگذرد.
یادش بخیر درگذشته ازچند روز جلوتر هرکس برای خود سفارش بوته میداد.ازدیگر برنامه های شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود پسرها چادر سرمیکردند.
بایک قاشق وکاسه مسی به دست در خانها میرفتن وقاشق را محکم به کاسه میزدند
که صاحب خانه بشنود وبیاید به انها خوراکی که بیشتر ازخوراکیهای عید بود داخل کاسه میریخت .همه را جمع میکردند اخر کار باهم میخوردند.
یک برنامه دیگر فال گوش وایستادن بود.سر راه یا کنار دیوار بطوریکه دیده نشوند.نییت می کردند منتظر بودندکه حرفی زده شود .ازان گفته برای خود فال می گرفتن.
ان موقع صحبت قبولی درکنکور کمتر بود خواسته ها چیز دیگری بود.
انشاالا امسال بهر نییتی فال می گیریید حرفهای خوب وامیدوار کننده بشنوید.شاد باشید
يكماه قبل از فرا رسيدن عيد جنب جوش عجيبي درخانه ها ی روستای بق بود وهرروز خانم خانه يك كاري انجام مي داد پختن كلوچه –كاشتن سبزه – درست كردن سوهان وسمنوو سنگ شكنو - فطير زرد و قطاب – درآوردن خانه و لوتودادن ديوارها- تهيه گرد نخودچي(هفت هفت عباسي)– خريد شيريني (نان تهراني) و هل بيات و نقل و گرد و از شهر – قرمز كردن تخم مرغ ها از جمله كارهائي بود كه انجام مي شد . پس از ساعت تحويل شگون كه معمولا مرد خانه است با كوزه اي پر از آب و سبزي ابتدا وارد خانه ميشود ، سپس بچه ها با لباس هاي نو به يك يك خانه ها مي رفتند و با گفتن سلا م عيد شما مبارك منتظر دريافت گردو يا تخم مرغ مي ماندند ،صاحب خانه با گفتن ديدارشما مبارك بآنها گردو يا تخم مرغ مي داد ، سپس بچه ها مشغول گردو بازي و تخم مرغ بازي ميشدند بعداز بچه ها مردها كه در دستجات سبك وسنگين به همه خانه ها ميرفتند .عيد مبارك ميگفتند و زنها از بعد از ظهر تا روز سيزده فرصت داشتند كه ديد و بازديد را انجام دهند.در روز سيزده مردم روي تپه ميرفتند و با گفتن سيزده بدر چهارده مبارك باصطلاح سيزده را در مي كردند.
منبع:وبلاگ بق قدیم.مهندس عموئی
- خاطره خانم عموئی :
یادش بخیر انوقتها بعد از خانه تکانی تمیز کردن همه جای خانه حتی پشت کندوها وپشت بامها همه ظروف برنجی رامی بردیم سر جو جلوی اب انبار حاج غلامحسین
یا جلو گاراژ با مهارت خاص ومواد طبیعی گرده اجر یا رب گوجه وخاکستر درست می سابیدیم ورقابت می کردیم اگر حلا بود حتما جشنواره برگزار میشد.
عقیده بر این بود که تا شب چهار شنبه سوری همه جا تمیز باشد .
عقیده داشتن که اموات شب چهارشنبه سوری به خانها سر میزنند.